X
تبلیغات
رایتل

مختصری درباره زندگی امام علی (ع)

چهارشنبه 13 خرداد 1388 ساعت 09:42

علی پسر ابوطالب، چهارمین خلیفه مسلمانان و داماد و پسرعموی محمد بن عبدالله (پیامبراسلام) است و بنا بر روایات با محمد پیمان برادری بسته‌است. از نظر شیعیان او جانشین پیامبر و امام اول می‌باشد. دو کنیه‌ معروف او «ابوالحسن» و «ابو تراب» است و بین گروه‌های مختلف با نام‌های گوناگونی خوانده می‌شود.
او در روز جمعه سیزدهم رجب سال سی‌ام پس از عام الفیل (ده سال قبل از بعثت محمد) در مکه و بنا بر روایات در مسجد الحرام و داخل کعبه به دنیا آمد. هیچ کس پیش از او و پس از او، در این خانه خدا تولّد نیافته‌است و این به باور شیعیان نشانگر احترام خداوند به علی است .
پدر وی ابوطالب و مادر وی فاطمه دختر اسد بود، که محمد را نیز پس از مرگ مادرش آمنه سرپرستی کرده بود. علی و برادرانش (طالب، عقیل و جعفر) نخستین کسانی هستند که از دو سو (هم از ناحیه پدر و هم از ناحیه مادر) از نسل هاشم پسر عبدمناف هستند.
در زمان کودکی علی، پدرش ابوطالب، دچار مشکل مالی شد. محمد که خود در کودکی تحت سرپرستی ابوطالب قرار گرفته بود، برای سبک کردن بار عایله وی به او پیشنهاد کرد که سرپرستی علی را او بر عهده بگیرد. ابوطالب پذیرفت و علی از کودکی در خانه محمد و تحت نظر او قرار گرفت. و زیر دست او بزرگ شد و پرورش یافتن به دست محمد امتیازی بود که او آن را از شرافت‌های خود بر می‌شمرد.
اسلام آوردن
محمد در ابتدا پیامبری خویش را برای اعضای خانواده‌ خود که نزدیک‌ترین افراد به او بودند، آشکار کرد و علی که از کودکی در خانه محمد بزرگ شده بود، بنا بر روایات اولین مردی بود که به او ایمان آورد، در زمانی که هنوز نوجوان بود.
زندگی علی در زمان حیات محمد
علی از آغاز بعثت محمد تا درگذشتن وی، پیامبر را یاری می‌کرد. او برای محمد به هنگام اعتکاف در غار حرا غذا می‌برد. در هنگامی که محمد بعد از سه سال دعوت پنهانی، برای اجرای آیه 214 سوره شعراء، خویشان خود را به اسلام فراخواند و از آنها یاری خواست، تنها علی که سال داشت به یاری او برخاست. در لیلة المبیت که بزرگان مکه گروهی جنگاور را برای کشتن محمد به خانه‌اش فرستادند، بنا بر روایات علی در جای محمد خوابید، تا مکیان متوجه فرار او نشوند. علی در سال دوم بعد از هجرت ( هجری قمری) با فاطمه دختر محمد ازدواج کرد و در خانه‌ای کنار خانه محمد اقامت گزید. در واقعه برائت از مشرکین، محمد سوره توبه را به وسیله او به مکیان ابلاغ کرد. در فتح مکه پرچم اسلام به دست او بود و با شعار امروز روز مرحمت است وارد مکه شد، سپس با پیامبر وارد خانه کعبه شد و بر دوش او رفت و بت‌ها را شکست.

در روز غدیر محمد او را به عنوان ولی مومنین معرفی کرد، بین مذاهب مختلف اسلام تفسیرهای متفاوتی از واژه ولی شده‌است. او وصی محمد بود و پس از مرگش بدن او بنا به وصیت خود وی به دست علی غسل و کفن شد و بر او نماز خوانده شد و در خانه خودش به خاک سپرده شد.
علی در جنگ‌های محمد
علی یکی از موثرترین جنگاوران سپاه محمد بود و در تمامی جنگ‌های پیامبر به جز جنگ تبوک او را همراهی کرد. در جنگ احد و حنین که سپاه مسلمانان شکست خورد و گریخت، از معدود افرادی بود که با محمد باقی ماند و از جان او دفاع کرد. در جنگ خندق قهرمان عرب عمرو بن عبدود را شکست داد. در جنگ خیبر سپاه اسلام به فرماندهی او قلعه‌های مستحکم خیبر را فتح کرد.
غدیر خم
در بین مسلمانان و از طریق شیعه و سنی به صورت متواتر نقل شده‌است، که پیامبر اسلام در غدیرخم درباره او گفته‌است: «هر کس من مولای او هستم، پس این علی مولای اوست». سپس مسلمانان با علی پسر ابیطالب بیعت کردند. شیعیان این عمل را دلیلی بر خلافت و جانشینی بلافصل او پس از محمد بن عبدالله عنوان می‌کنند. علی پس از رویداد کشته شدن عثمان خلیفه سوم توسط سیل مسلمانانی که به او هجوم آورده بودند به فرمانروایی برگزیده شد.
او بار دیگر بیت المال را به تساوی بین عموم مسلمانان تقسیم کرد و دست آزمندان را از دارالخلافه مسلمانان کوتاه کرد. پایتخت او ابتدا شهر مدینه بود. عده‌ای از یاران گذشته علی و محمد مانند طلحه و زبیر توقع حکومت بصره و کوفه را از علی داشتند که با مخالفت او روبرو شدند. آن‌ها به تشویق مروان پسر حکم (مشهور به چلپاسه) به همراه عایشه دختر ابوبکر و از همسران محمد به مخالفت وی پرداختند. این تحریکات باعث رخداد نبرد بصره شد که چون عایشه بر شتری سرخ مو سوار بود جنگ جمل نام گرفت. علی در آن جنگ پیروز گشت و مرکز زمامداری خود را از مدینه به کوفه تغییر داد.
پس از آن با مهم‌ترین دعوی‌دار زمامداری یعنی معاویه پسر ابوسفیان که از طایفه بنی‌امیه بود و با او دشمنی داشت و برای خود در شام حکومتی پرقدرت برپا کرده بود به مخالفت پرداخت. معاویه کشته شدن عثمان را بهانه قرار داده و از علی خواست که قاتلین عثمان را به وی تحویل دهد. علی هم اعلام کرد قاتلین عثمان پیش وی نیستند و با خلیفه‌گری معاویه مخالفت کرد. معاویه پیراهن خونین عثمان را بهانه شورشی بر علیه علی کرد و جنگ صفین را به راه انداخت. پس از چند روز جنگ سرانجام کار به داوری گذاشته شد و عمروعاص که حکم از سوی معاویه بود با فریب ابوموسی اشعری که حکم تحمیل شده به علی از جانب گروهی از سپاهیان او بود که بعد‌ها خوارج نام گرفتند،اعلام کردند، معاویه خلیفه مسلمانان است. این امر موجب شورش گروهی از سپاهیان علی شد. این گروه خوارج نام گرفتند. علی ابتدا آن‌ها را به گفتگو فرا خواند، ولی پس از آن که خوارج پیک‌های او را کشتند، به جنگ با آنان پرداخت و تار و مارشان کرد. به گونه‌ای که جایگاه خود را به سیستان بردند. وی سرانجام در مسجد کوفه به دست یکی از خوارج به نام ابن ملجم مرادی هنگام نماز صبح ترور شد.

ویژگی ها
او در سخنوری و ادبیات چیره بود. ادبای عرب سخن او را شیواترین سخن پس از قرآن می‌دانند.به طوری که وابستگان بنی امیه علی رغم دشنام گفتن به وی، گفتارش را از حفظ می‌کردند، تا بیانشان شیوا شود. مجموعه گفتارها و نوشتارهای وی توسط سید رضی در کتابی به نام نهج البلاغه جمع آوری شده‌است. علاوه بر آن مجموعه روایات وی در کتاب غرر الحکم جمع شده‌است. بین مسلمانان خصوصاً شیعیان مقام عرفانی، علم، شجاعت، عدالت، کمک به بینوایان و ساده زیستی علی مورد ستایش قرار گرفته‌است. از میان مسلمانان غیر شیعه ابن ابی الحدید به شرح نهج البلاغه پرداخته‌است. علاوه بر آن بسیاری از شخصیت‌های غیر مسلمان نظیر جرج جرداق مسیحی، نویسنده کتاب «امام علی صدای عدالت انسانی» او را ستوده‌اند و توماس کارلایل، فیلسوف انگلیسی درباره او گفته‌است: «..شهادت او، بر اثر شدت دادگری‌اش بود..»و جبران خلیل جبران دیگر نویسنده و شاعر مسیحی درباره او می‌نویسد: «..عرب حقیقت مقام و قدر و منزلت علی را نشناخت. اما از میان همسایگان ایرانی‌نژاد عرب، مردانی برخاستند، که گوهر و سنگریزه را به خوبی از یکدیگر باز شناختند.»

 علی از دیدگاه شیعه
از دید شیعیان تنها ابلاغ وحی و شریعت که وظیفه پیامبر است، برای رستگاری کافی نیست. بلکه امت برای نزدیکی به خدا و همچنین برای رشد سیاسی و اجتماعی نیاز به امام دارد. به عبارت دیگر امامت فراتر از زمامداری و جانشینی پیامبر است و جانشینی پیامبر یکی از جنبه‌های آن است.

به قتل رسیدن علی  ــ پیمان بستن خوارج

تاریخ نویسان مانند ابومخنف و اسماعیل بن راشد می‌نویسند:گروهی از خوارج در مکّه اجتماع کردند و با هم به گفتگو پرداختند و از زمامداران یاد کردند و رفتار آنها را زشت شمردند و از نهروانیان (که در جنگ با علی به هلاکت رسیده بودند) یاد کردند و اظهار ناراحتی نمودند تا اینکه بعضی از آنان گفتند: خوب است ما جان خود را به خدا بفروشیم و نزد این زمامداران گمراه برویم و در کمین آنان قرار گیریم و آنان را بکشیم و مردم شهرها را از دست آنان آسوده کنیم و انتقام خون برادران شهیدمان را که در نهروان کشته شده‌اند بگیریم همه آنان این پیشنهاد را پذیرفتند و هم پیمان شدند که پس از مراسم حجّ، طرح خود را دنبال کنند.در این اجتماع، عبدالرّحمن بن ملجم عهده دار کشتن علی گشت. برک بن عبداللّه تمیمی کشتن معاویه را پذیرفت. و عمرو بن بکر تمیمی تصمیم به کشتن عمروعاص گرفت.این سه نفر با هم پیمان بستند و توافق کردند که شب نوزدهم ماه رمضان، به آن اقدام نمایند و سپس از همدیگر جدا شدند و در انتظار اجرای نقشه خود بودند. ابن ملجم که از قبیله کِنده بود با رعایت مخفی کاری، از مکّه به سوی کوفه رهسپار شد و با یاران خود در کوفه ملاقات کرد و برای اینکه نقشه اش فاش نشود، آن را به هیچ کس نگفت.

دیدار ابن ملجم با قُطّام
ابن ملجم در کوفه روزی به دیدار یکی از هم کیشان خود که از قبیله «تیم رباب» بود رفت، تصادفا قُطّام (زن زیبا چهره) در آنجا بود، قطّام دختر اخضر تیمی بود که پدر و برادرش در جنگ نهروان به دست علی کشته شده بودند و او از زیباترین بانوان آن زمان بود، وقتی که ابن ملجم او را دید، عاشق و شیفته او شد و عشق او در دلش جای گرفت، به طوری که در همان مجلس از او خواستگاری کرد.

قطام گفت: چه چیز را مهریّه من قرار می‌دهی ؟

ابن ملجم گفت :هرچه را بخواهی آماده‌ام آن را بپردازم.

قُطّام گفت: مهریّه من عبارت است از سه هزار درهم و یک کنیز و یک غلام و کشتن علی بن ابی طالب.

به دنبال این جریان، قُطّام برای وردان پسر مجالد که از قبیله «تیم رباب» بود، پیام فرستاد و او رااز جریان آگاه کرد و از او خواست که ابن ملجم را یاری نماید. وردان نیز این پیشنهاد را پذیرفت . از سوی دیگر، ابن ملجم نزد یکی از خوارج از قبیله اشجع که نام او «شبیب بن بجره» بود رفت و داستان را به او گفت و از او کمک خواست، شبیب پیشنهاد ابن ملجم را پذیرفت و سرانجام ابن ملجم همراه وردان و شبیب، به مسجد اعظم کوفه رفتند تا نقشه خود را دنبال کنند. قُطّام در مسجد معتکف شده بود و برای گذراندن اعتکاف خود، خیمه‌ای در مسجد برای خود برپا کرده بود، به قُطّام گفتند:((ما راءی خود را بر کشتن این مرد (علی) هماهنگ کرده‌ایم))، قطام چند تکّه پارچه حریر خواست و سینه‌های آنان را با آن پارچه‌ها محکم بست و آنان شمشیرها را به کمر بسته، به راه افتادند و کنار دری آمدند که علی از آن در برای نماز وارد مسجد می‌شد و در آنجا نشستند، قبلاً اینان، اشعث ابن قیس را نیز از نقشه خود آگاه کرده بودند، او هم که (از سران خوارج بود)[و یا عامل معاویه] قول یاری به آنان را داده بود و آن شب به آنان پیوست تا آنان را در اجرای توطئه قتل، کمک کند (بنابراین شب نوزدهم ماه رمضان سال چهل هجری، چهار نفر مرد (ابن ملجم، وردان، شبیب و اشعث) و یک زن یعنی قطام همدیگر را برای اجرای توطئه قتل علی مساعدت می‌کردند).

ضربت خوردن
امام علی سحر شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجرت، از خانه به سوی مسجد روانه شد. ابن ملجم از آغاز آن شب در کمین وی بود. او (طبق معمول) به مسجد آمد و مثل همیشه خفتگان را برای نماز بیدار می‌کرد، ابن ملجم در میان خفتگان بیدار بود. وی خود را به خواب زده و کارش را پنهان نموده بود که ناگهان برخاست و به علی حمله کرد و شمشیر زهرآگین خود را بر فرق علی وارد نمود.در روایات دیگر این گونه‌است که بعد از اینکه امام علی در محراب مشغول خواندن نافله صبح یا نمار صبح شد و هنگامی که از سجده رکعت اول بر می‌خواست، ابن ملجم با شمشیر زهر آلود بر فرق او، همان جایی که قبلا در جنگ خندق توسط عمرو بن عبدود زخم برداشته بود، زد و علی فریاد زد:

«قسم به پروردگار کعبه رستگار شدم.»

کشته‌شدن علی
علی پس از این حادثه دو روز بستری شد، تا اینکه در ثلث آخر شب بیست و یکم، قبل از سپیده دم شب جمعه  ماه رمضان سال چهلم هجرت، بر اثر ضربتی که بر فرقش زدند در گذشت.  به دستور علی، کار غسل و کفن نمودن او را دو پسرش حسن و حسین انجام دادند، سپس جنازه علی را به سوی سرزمین «غری» یعنی نجف بردند و در آنجا به خاک سپردند و طبق وصیتش، قبرش را پنهان کردند. قبر علی در دوران زمامداری بنی امیّه، همچنان مخفی بود تا اینکه با از میان رفتن بنی امیه و رفع خطر خوارج در زمان بنی عباس، قبر او توسط امام صادق به شیعیان شناسانده شد.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد